أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

143

قانون ( فارسى )

سرگيجه را بدانچه بيان كرده‌ايم از بين ببرى . بايد بيمار سرگيجه از نگاه كردن به هرچه با شتاب چرخ مىخورد بپرهيزد . نبايد از بالاى مغاره‌ها ، قلهء كوهها و بلنديها و بامهاى بلند به پايين نگاه كند . 12 - سراسيمگى و سرگيجه درصورتىكه از تهى بودن معده باشد ، اگر چند لقمه نانى را در رب ميوه‌هاى قبوضيت‌بخش و آبهاى آنها و به‌ويژه در آب‌غوره خيس كند و بخورد درد آرام مىشود . فصل دوم لوى ( پيچش ) اين بيمارى از امتلاء پياپى و شبيه آن در ماهيچه و رگها ، بدن را در بر مىگيرد . مبتلاى پيچش ، حالش حال خستگى است . رگها كشيدگى پيدا مىكنند ( تمدد ) . خميازه زياد مىشود ، كش دادن افزايش مىيابد . زيرا باد و بخار زياد است . رخسار و چشم بيمار سرخ رنگ مىشود . اين بيمارى را پيچش و كشيدگى هم مىنامند . اگر بيمارى پيچش در انسان زياد به وجود آمد دليل بر امتلا است . پس بايد خلط خونى و صفرايى را تخليه نمود و آب سرد استعمال كرد شايد از اين علاج فورا خوب شود زيرا آب سرد جوشش را مىپراكند . گياه سوسن زرد ( اگر ) ، در معالجهء اين حالت ويژگى دارد . « اگر » را بخايند و آبش را بمكند و قورت دهند بسيار خوب است . شايد اين خاصيت از اين باشد كه « اگر » بادهاى جوشان را تحليل مىبرد . گشنيز و شكر نيز خوب است . دلاكان حمام ، اين بيماران را بسيار آزار مىدهند ، با دست بر رگ سباتى فشار مىآورند و بيمار به حالى مىرسد كه غش مىكند . شايد روان بالا رو به سوى مغز از اين حملهء شديد كه به وسيلهء تحليل بردن بر مواد چيره مىشود ، بسيار ناراحت شود كه در اين حالت آژير خطر هست . نبايد با دست چنان فشارى بر رگ آورد كه انسان طاقت نياورد كه خود را نگهدارد . فصل سوم كابوس ( بختك ) اين حالت را علاوه بر كابوس ، « خانق » ، « جاثوم » ، « نيد » ، نيز مىخوانند . كابوس مرضى است كه در حال خواب به انسان دست مىدهد . و مىبيند كه شخص سنگينى بر او مىنشيند و او را مىفشارد و نفسش را تنگ مىكند ، از صدا و حركت بازمىماند و از اينكه سوراخهاى ريز بند مىآيند نزديك است كه خفه شود . هرگاه كابوس دست‌بردار شد ، آدمى يك دفعه از خواب مىپرد .